89
از وقتی که از ایران آمده ام بدون اغراق حتی یک شب هم نبوده که بخوابم و در ایران نباشم انگار که روحم سرگردان است میان اینجا و آنجا شبها از بدنم خارج میشود و روزها دوباره بر میگردد ..دیشب ولی برای اولین بار در خوابم اینجا بودم شاید روحم از این رفت و آمد خسته شده و میخواهد بپذیرد که در غربت است بالاخره دستهایش را بالا برده و تسلیم شده ..
+ نوشته شده در 2013/4/8 ساعت توسط xs