برای من تقسیم بندی زندگیم این شکلیه قبل از ازدواج ، بعد از ازدواج ..
خب من قبل از ازدواج فکر میکردم زنهای خانه دار بیکار ترین موجوداتی هستند که خدا خلق کرده چون خودم قبلا هیچوقت کار خونه نمیکردم بنابراین طبیعی بود که اینجوری فکر کنم ولی از وقتی خودم وارد این داستان شدم فهمیدم که یک زن خانه دار یعنی یک مدیر ، یک آشپز و خیلی چیزایه دیگه که از بس زیاد هست نمیتونم بشمارم .. من هیجوقت برنامه روتین ندارم ولی معمولا این شکلی روزم رو شروع میکنم :
صبح بعد از خوردن صبحانه و چک کردن ایمیل و وبلاگ میرم مقدمات شام رو مهیا میکنم البته نمیدونم اسمش شام هست یا نه چون وقتی کایند ساعت 5:30 میاد میخوریم .. هر روز یه کاری هست برای انجام دادن مثلا خورد کردن لوبیا و سرخ کردنش یا کارهای اینچنینی، شستن میوه ، درست کردن سالاد ، شستن دستشویی و برق انداختن شیر آلات..هر روز رو ماکرویو ،آون، و یخچال رو دستمال میکشم چون از فینگر پرینت بدم میاد همه چی باید بدرخشه بعد رو کابینتها رو دستمال میکشم ولی داخلشون رو معمولا ماهی یکبار مرتب میکنم البته اینا همش قبل از اومدن کایند هست وسطاش یه دور میرم طبقه بالا و رویه تخت رو مرتب میکنم چون بلافاصله بعد از بیدار شدن حس اینکارو ندارم .. جا به جا کردن ظرفهایه شسته شده تو ماشین بعد هم رسیدگی به شوهر عزیزتر از جان که برگشته خونه درست مثل یک مهمانی که هر روز به خونه ام میاد ولی اومدنش هیچوقت عادی نمیشه .. شام که تموم میشه بعد از جمع و جور کردن همه چیز میشینم با کایند سریال یا برنامه ایی که هر دومون دوست داریم رو نگاه میکنم و البته گاهی خرید این خلاصه ایی است از کارهایی که من تو خونه انجام میدم این پست برای دوستایی بود که میخواستن ببینند من چیکار میکنم ..
و لا به لایه این کارها رسیدگی به خودم دوش گرفتن ، تمدید لاک و از این قبیل کارها یا خوندن مطالبی که ذهنم گاهی در گیرش هست اخبار مربوط به ایران و تلفن به بانو ..
پ .ن : چون مثل شماها استعداد نویسندگی ندارم نتونستم خوب منظورم رو برسونم ولی امیدوارم زیاد هم چرت ننوشته باشم:)