109
خدایا شکرت برای داشتن همسری که( قد آغوش منٍ نه زیاد نه کمٍ)
پ.ن: همین که این پست رو نوشتم ساعت 12 شد و تاریخ شانزدهم زده شد
انگارقسمت نبود تو روز پانزدهم ثبت بشه:(
دو روزی هست که حالم خوش نیست مشکل خاصی نیست دچار یک دلتنگی موذی شده ام که هیج راهی برای رفعش نیست .. دلم برای یک دوست تنگ است دوستی که مثل یه دوست که نه شاید نیمی از خودم بود کسی که شادی و غمم رو از سلام پشت تلفنم میفهمید کسی که هم دوستم بود هم خواهرم هم گاهی مادرم .
دلم برات تنگ شده لعنتی ..
با توام میدونم حسم میکنی از دور.. میدونم خوابم رو میبینی..خیلی حرفاست که فقط به تو میخوام بگم میفهمی ..
اومدم اینجا امریکا جایی که تو خیلی دوست داشتی نتونستم بهت بگم .. تنها و غریب بودم نتونستم بهت بگم ازدواج کردم نتونستم بهت بگم ..
میدونم که هیچوقت دیگه نمیبنمت ولی اینم میدونم تو زندگی من همیشه معجزه وجود داره شاید اینبار معجزه اومدنه تو باشه عزیزدلم:)
پ.ن1:قیمتی که با قرمز زده شده قیمت اصلی و اون صورتی قیمت حراجیش هست:)
پ.ن2:نمیدونم چرا عکس میزارم بعدش میپره به هر حال ببخشید:(پ.ن:عکس+نمونه چای هایی که من دارم :)
پ.ن: عکس کوچه ما:)
بلـــــــــــــــــه و اینگونه بود که چاقی بعد از ازدواج گریبان ما رو هم گرفت میگم ما چون کایند هم تپل شده من از 44 به 47 رسیدم وقتی بعد از سالها این رقم رو ، رو صفحه ترازو دیدم میخواستم موهام رو بکنم یکی دوبار از رو ترازو اومدم پایین رفتم بالا جاش رو عوض کردم فکر کردم شاید خراب شده ولی درست بود متاسفانه .. یکی دو تا از شلوارام دیگه پام نمیره و من از سایز ایکس اس به اس تبدیل شدم ..
پ.ن: حالا باید یه فکری به حال اسم وبلاگم بکنم آیا؟
نــــــــــــــــه من به روزهای طلایی ایکس اس بودن بر میگردم:)