109

امروز سالگرد آشنایی من و کایند عزیزم بود .. یادم هست شبی که فرداش قرار بود ببینمش راحت نخوابیدم حتی یه دفعه ساعت سه پاشدم لباس هایی که واسه فردا قرار بود بپوشم رو امتحان کردم ببینم خوب هست یا نه نمیخواستم خیلی معمولی و یا خیلی اغراق شده به نظر بیام   .. نمیدونم چرا انقد سخت گرفته بودم قضیه رو .. ولی یه چیزی ته دلم میگفت خودش  و خوشبختانه بود :)

خدایا شکرت برای داشتن همسری که( قد آغوش منٍ نه زیاد نه کمٍ)

پ.ن: همین که این پست رو نوشتم ساعت 12 شد و تاریخ شانزدهم زده شد
انگارقسمت نبود تو روز پانزدهم ثبت بشه:(

108

دو روزی هست که حالم خوش نیست مشکل خاصی نیست دچار یک دلتنگی موذی شده ام که هیج راهی برای رفعش نیست  .. دلم برای یک دوست تنگ است دوستی که مثل یه  دوست که  نه شاید نیمی از خودم بود کسی که شادی و غمم رو از سلام پشت تلفنم میفهمید کسی که هم دوستم بود هم خواهرم هم گاهی مادرم .

دلم برات تنگ شده لعنتی ..

با توام میدونم حسم میکنی از دور.. میدونم خوابم رو میبینی..خیلی حرفاست که فقط به تو میخوام بگم میفهمی ..

اومدم اینجا امریکا جایی که تو خیلی دوست داشتی نتونستم بهت بگم .. تنها و غریب بودم نتونستم بهت بگم ازدواج کردم نتونستم بهت بگم ..

میدونم که هیچوقت دیگه نمیبنمت ولی اینم میدونم تو زندگی من همیشه معجزه وجود داره شاید اینبار معجزه اومدنه تو باشه عزیزدلم:)

107

امروز  4th of july بود .. تو این روز امریکایها جشن میگیرن و مراسم آتیش بازی دارند .. و البته تو فروشگاهها حراجهای خیلی خوبی هست مثلا من امروز یه کلاه خریدم که همینجوری خیلی ساده است ولی رو سر خیلی خوش ترکیب هستش ..عکس خودش و قیمتش رو براتون میزارم خودتون قضاوت کنید:)


پ.ن1:قیمتی که با قرمز زده شده قیمت اصلی و اون صورتی قیمت حراجیش هست:)

پ.ن2:نمیدونم چرا عکس میزارم بعدش میپره به هر حال ببخشید:(
ادامه نوشته

106

من عاشق خوردن یا(نوشیدن) چای هستم و هر نوعی که ببینم میگیرم و امتحان میکنم..


پ.ن:عکس+نمونه چای هایی که من دارم :)

ادامه نوشته

105

اینجا دو روز هست که داره بارون میاد همه چی خیلی تازه و خوشگل شده دلم میخواست شما هم ببینید.



پ.ن: عکس کوچه ما:)

ادامه نوشته

104

بلـــــــــــــــــه و اینگونه بود که چاقی بعد از ازدواج گریبان ما رو هم گرفت میگم ما چون کایند هم تپل شده من از 44 به 47 رسیدم وقتی بعد از سالها این رقم رو ، رو صفحه ترازو دیدم میخواستم موهام رو بکنم یکی دوبار از رو ترازو اومدم پایین رفتم بالا جاش رو عوض کردم فکر کردم شاید خراب شده ولی درست بود متاسفانه .. یکی دو تا از شلوارام دیگه پام نمیره و من از سایز ایکس اس به اس تبدیل شدم ..

پ.ن: حالا باید یه فکری به حال اسم وبلاگم بکنم آیا؟

نــــــــــــــــه من به روزهای طلایی ایکس اس بودن بر میگردم:)