نامه ای از طرف کایند به شما

من آقای کایند هستم. الآن کنار همسر عزیزم نشسته ام و داریم با هم فیلم نگاه می کنیم. او گفت که من برای شما چند خط بنویسم. فقط می خواهم به شما بگویم که او همه شما را خیلی دوست دارد و همیشه از شما به عنوان دوستان ندیده و نشنیده یاد می کند. دستپختش عالی است و احتمالا من به زودی خپل خواهم شد. خانه ما صورتی و بنفش و کلا رنگی شده است. هر روز همه جا جارو و گرد گیری می شود. البته من می گویم که بهتر است کمی بیشتر استراحت کند و به خودش و کمرش فشار نیاورد. ولی او حرف من را گوش نمی کند. بنابراین من از شما خواهش می کنم که به او بگویید محض رضای خدا قدر سلامتی خودش را بداند و کارهای محیرالعقول مثل کشیدن میز و بلند کردن تختخواب را به تنهایی و در مواقعی که من در خانه حضور فعال ندارم انجام ندهد. در ضمن گاهی خودش را با قابلمه های داغ می سوزاند چون به اندازه کافی مسائل ایمنی را در مورد خودش رعایت نمی نماید. در ضمن وقتی که من در خانه نیستم غذا هم نمی خورد و موجب می شود که سلامتی معده و دستگاه هاضمه اش به خطر بیفتد. بنابراین شما به او بگویید که غذا هم بخورد. تازگی ها رنگ به دست می گیرد و به جان در و دیوار و وسایل خانه می افتد. البته مشکلی نیست ولی باید ماسک بزند تا اسپری های رنگ وارد شش ها و دستگاه تنفسی او نشود. شب ها اتو به دست می گیرد و پرده ها را اتو می کند تا مبادا چین و خمی در آن باقی مانده باشد. می گوید که این چیزها را ولش کن و در مورد احساست بنویس. باشد. در مورد احساسم هم می نویسم. احساسم که والله چه عرض کنم. همین یک زن را که بیشتر ندارم و طبیعی است که بسیار دوستش می دارم. انگیزه جدیدی در زندگی پیدا کرده ام که بسیار خوب است بنابراین اگر شما همچنان مجرد هستید زودتر برای پیدا کردن همسر مورد علاقه خود دست به کار شوید. شب که خسته از سر کار به خانه می آیم او در را برایم باز می کند و من را در آغوش می گیرد و برایم بساط شام پهن می کند. البته نه مثل کوکب خانم ها بلکه مثل خانم های مدرن. اول می گوید که برو و دستهایت را بشور. من می گویم به حضرت عباس دستهایم تمیز است ولی او به زیر بار نمی رود و سرانجام دستهایم را هم می شورم و سپس در سر میز شام حاضر می شوم. خلاصه زندگی خوب است و من همسر مهربان خود را خیلی دوست می دارم. این هم یک نامه از طرف کایند به دوستان مجازی ایکس اس.

80

فردا شب برای اولین بار مهمان داریم من از همین الان مایه اولیه لوبیا پلو را گذاشته ام تمام کارهایش را انجام داده ام فقط فردا قبل از آمدنشان میگذارم دم بکشد برای دسر هم کیک پرتقالی درست کرده ام که با چای سرو میکنم

الان هم اومدم لاک زدم دراز کشیدم رو تخت و دارم اینا رو تابپ میکنم .. برای خودم کلی خانوووم شده ام آیکن از خودراضی :)

یک پست تکراری

آقامون ، شوهرم ، همسرم ، هازبندم ، شریف ترین مهربونترین و گل ترین مرد دنیاست به جون خودم :)

78

امروز پاره تنم مادرم رفت .. و من با تمام قدرت سعی کردم اشک نریزم تا فضا از اون چیزی که بود بدتر نشه ولی یه حفره تو دلم باز مونده که با هیچی پر نمیشه چون از بدو ورود من به این خونه همراهم بود و پا به پایه من کار کرد برای اینکه اینجا شکل و فرم خوبی بگیره به اضافه مادری کردناش... هنوز جرات نکردم برم تو اتاقی که میخوابید هنوز بوی تنش رو میشه حس کرد و میشه رد پاش رو همه جا دید الهی بمیرم برای دل همه اون دوستایه خوبم که مادر ندارن بخصوص مارال که میدونم تو دلش چی میگذره ..

جانٍ ایکس اس تا میتونید کنار مادراتون بمونید تا میتونید مادراتون رو بغل کنید و بو کنید

خوشبحالتون که مادراتون نزدیکتون هستن 

خوش بحالتــــــــــــــــون ..