78
امروز پاره تنم مادرم رفت .. و من با تمام قدرت سعی کردم اشک نریزم تا فضا از اون چیزی که بود بدتر نشه ولی یه حفره تو دلم باز مونده که با هیچی پر نمیشه چون از بدو ورود من به این خونه همراهم بود و پا به پایه من کار کرد برای اینکه اینجا شکل و فرم خوبی بگیره به اضافه مادری کردناش... هنوز جرات نکردم برم تو اتاقی که میخوابید هنوز بوی تنش رو میشه حس کرد و میشه رد پاش رو همه جا دید الهی بمیرم برای دل همه اون دوستایه خوبم که مادر ندارن بخصوص مارال که میدونم تو دلش چی میگذره ..
جانٍ ایکس اس تا میتونید کنار مادراتون بمونید تا میتونید مادراتون رو بغل کنید و بو کنید
خوشبحالتون که مادراتون نزدیکتون هستن
خوش بحالتــــــــــــــــون ..
+ نوشته شده در 2013/1/20 ساعت توسط xs
|