31
نمیدونم پوستم کلفت شده یا چه .. دیگه خیلی سخت گریه ام میگیرد تا همین یکماه پیش مثلاً اگر یکی بهم میگفت از اینجا پاشو بشین اونجا پٍقی میزدم زیر گریه .. ولی چند وقت است مسخ شده ام انگار نه چیزی شادم میکند نه غمگین دنیا به هیچ جایم نیست اصلاً یه جورایی خنثی ام آره این تعبیر درستری است برایٍ حسی که دارم و به شکلٍ بسیار بسیار احمقانه ایی امیدوارم به اینکه همه چیز درست میشود مثلاً امیدوارم که یک کار خوب پیدا میکنم ، یا به بانو ویزا میدهند می آید به دیدنم ، یا اینکه همون مردک 40 ساله از یک گوری پیدایش میشود می آید حالا با اسب سفید نه یه کره خرٍ سفید مرا میبرد با خودش به بیقوله ایی که دارد یا ندارد چه میدانم رٍنت کرده است..
خلاصه با یک حسٍ خنثی که هیچ دوستش ندارم به زندگی ام ادامه میدهم ببینم چه میشود.
+ نوشته شده در 2012/7/8 ساعت توسط xs
|