سرما خورده ام کلافه و دلتنگم به جز دلتنگی برای بانــــــو جان دلتنگی برایه کایند هم به احوالاتم اضافه شده است  همه هفته را به امید تعطیلات آخر هفته سر میکنم تا بشود ببینمش.. به ویکند که نزدیک میشویم کم کم بهانه گیر میشوم و کمی بد اخلاق دخترک چون کسی را اینجا ندارد خیلی زود دچار خلاء     (نمیدونم درست نوشتم یانه) عاطفی میشود و کم می آورد حالا هم که مریض شده است  یک عالمه ناز و اطوار دارد برایم..


پ.ن:این پست را ساعت 6 صبح گذاشتم

تب دارم و هذیان میگویم لابد..

پ.ن:دوستایه گلم ممنون از کامنتاتون

متاسفم که نمیتونم جوابتون رو بدم ولی خیلی

دوستتون دارم..