115

عاشق رنگ بنفش ام تا این حـــــــــــد:)

ادامه نوشته

114

 دیشب خواب دختر دائی هایم را میدیدم داشتم با صدای بلند از کایند و  زندگیمون تعریف میکردم(یا به عبارتی پز میدادم) ..

من حتی تو خواب هم احساس خوشبختی ام را جار میزنم :)

113

پنجره ایی که من شبها کنارش میشینم ..

پ.ن: یه عکس از همون پنجره تو روز :)

ادامه نوشته

112

خسته و دلگیرم .. از کی؟ از خودم :(

111

خــــــــدایا هر چی فکر میکنم نمیفهمم ! آخه مگه من چه کاری کردم که در محضر تو شایسته داشتن یه همچین همسر گلی شدم .. خدایا برای محبت و لطفی که به من ارزانی داشتی و برای خوشبختی که به من هدیه دادی ثانیه به ثانیه  تو را شکر میکنم ..


پ.ن: عدد یک و یازده عدد شانس من هست و شماره این پست هم مزین شده به عدد 111 :)



110

خب یکی از چیزهایی که من تو این دنیا دوست دارم شیرینی هست و شیرینی محبوبم هم نون خامه ایی میباشد ولی از بعد از هجرت به امریکا داغش به شدت به دلم مونده بود تا اینکه داشتم تو یوتیوب چرخ میزدم که دیدم درشت نوشته نون خامه ایی :) من هم در حالیکه چشمام برق میزد  معطل نکردم مشغول درست کردن شدم که این شد نتیجه اش ..

پ.ن1:عکس +دوستان جاتووون خالی:)

پ.ن 2:دوستایه گلم ببخشید اگه بعضی از کامنتا تو این پست رو جواب ندادم یه کمی قاطی پاتی
شده و اینکه حالم خوب نبود:(
ادامه نوشته

109

امروز سالگرد آشنایی من و کایند عزیزم بود .. یادم هست شبی که فرداش قرار بود ببینمش راحت نخوابیدم حتی یه دفعه ساعت سه پاشدم لباس هایی که واسه فردا قرار بود بپوشم رو امتحان کردم ببینم خوب هست یا نه نمیخواستم خیلی معمولی و یا خیلی اغراق شده به نظر بیام   .. نمیدونم چرا انقد سخت گرفته بودم قضیه رو .. ولی یه چیزی ته دلم میگفت خودش  و خوشبختانه بود :)

خدایا شکرت برای داشتن همسری که( قد آغوش منٍ نه زیاد نه کمٍ)

پ.ن: همین که این پست رو نوشتم ساعت 12 شد و تاریخ شانزدهم زده شد
انگارقسمت نبود تو روز پانزدهم ثبت بشه:(

108

دو روزی هست که حالم خوش نیست مشکل خاصی نیست دچار یک دلتنگی موذی شده ام که هیج راهی برای رفعش نیست  .. دلم برای یک دوست تنگ است دوستی که مثل یه  دوست که  نه شاید نیمی از خودم بود کسی که شادی و غمم رو از سلام پشت تلفنم میفهمید کسی که هم دوستم بود هم خواهرم هم گاهی مادرم .

دلم برات تنگ شده لعنتی ..

با توام میدونم حسم میکنی از دور.. میدونم خوابم رو میبینی..خیلی حرفاست که فقط به تو میخوام بگم میفهمی ..

اومدم اینجا امریکا جایی که تو خیلی دوست داشتی نتونستم بهت بگم .. تنها و غریب بودم نتونستم بهت بگم ازدواج کردم نتونستم بهت بگم ..

میدونم که هیچوقت دیگه نمیبنمت ولی اینم میدونم تو زندگی من همیشه معجزه وجود داره شاید اینبار معجزه اومدنه تو باشه عزیزدلم:)

107

امروز  4th of july بود .. تو این روز امریکایها جشن میگیرن و مراسم آتیش بازی دارند .. و البته تو فروشگاهها حراجهای خیلی خوبی هست مثلا من امروز یه کلاه خریدم که همینجوری خیلی ساده است ولی رو سر خیلی خوش ترکیب هستش ..عکس خودش و قیمتش رو براتون میزارم خودتون قضاوت کنید:)


پ.ن1:قیمتی که با قرمز زده شده قیمت اصلی و اون صورتی قیمت حراجیش هست:)

پ.ن2:نمیدونم چرا عکس میزارم بعدش میپره به هر حال ببخشید:(
ادامه نوشته

106

من عاشق خوردن یا(نوشیدن) چای هستم و هر نوعی که ببینم میگیرم و امتحان میکنم..


پ.ن:عکس+نمونه چای هایی که من دارم :)

ادامه نوشته

105

اینجا دو روز هست که داره بارون میاد همه چی خیلی تازه و خوشگل شده دلم میخواست شما هم ببینید.



پ.ن: عکس کوچه ما:)

ادامه نوشته

104

بلـــــــــــــــــه و اینگونه بود که چاقی بعد از ازدواج گریبان ما رو هم گرفت میگم ما چون کایند هم تپل شده من از 44 به 47 رسیدم وقتی بعد از سالها این رقم رو ، رو صفحه ترازو دیدم میخواستم موهام رو بکنم یکی دوبار از رو ترازو اومدم پایین رفتم بالا جاش رو عوض کردم فکر کردم شاید خراب شده ولی درست بود متاسفانه .. یکی دو تا از شلوارام دیگه پام نمیره و من از سایز ایکس اس به اس تبدیل شدم ..

پ.ن: حالا باید یه فکری به حال اسم وبلاگم بکنم آیا؟

نــــــــــــــــه من به روزهای طلایی ایکس اس بودن بر میگردم:)

103

اولین کیک نرمال و خوشگل من

چرا نرمال؟ چون یا میسوزه، یا خمیره، یا میچسبه به ظرف در نمیاد خلاصه هر دفعه یه داستانی میشه ولی من که از رو نمیرم خب اینم نتیجه اش.


پ.ن:عکس کیک خوشجل من :)

پ.ن:با تشکر از وبلاگ آشپزی برای صنم بانو

ادامه نوشته

102

هوای چشم من و تو عجیب بارانـــــــــــــی است

شهر تشنه یک اتفاق روحــــــــــــــــــانی است

:)

married again

ما دوباره ازدواج کردیم ازدواج به سبک امریکایی 8 june ساعت 8 ..



و امروز ..GREEN

خدای خوشگلم شکرکه بارش خوبیهایت بر سرم تمامی ندارد :)




100

یک روز میخواهم از حوداثی که در مدت کوتاه خانه داری ام رخ داده بنویسم ولی مسلما اون روز امروز نیست چون سرم به شدت درد میکرد و میکنه.. میخواستم از تو کمدی که یک سری وسایل به درد نخور تویش هست آب بردارم قرص بخورم که این اتفاق افتاد (عکسش را میتوانید ببینید) حالا تصورش را بکنید با چشمی که هنوز باز نشده و سری که دارد میترکد اینو کجای دلم بذارم آخــــــــــــــــــه..

پ.ن: ولو شدن قوطی رنگ :(

ادامه نوشته

مارال نازنینم

این کامنت رو یکی از دوستایه مهربونم برام گذاشته میخواستم شما رو هم در لذتی که بردم سهیم کنم:

.

.

.

این را برای این نمی گویم که مثلا آن طرف دنیا هستی و بروم و پزت را بدهم که فلان دوستم که خیلی کوچولو است و خوش قلب آن طرف دنیا توی کشوری مثل آمریکا زندگی می کند و به من زنگ زده و فلان و بهمان.افتخار می کنم به این که دوست مهربانی مثل تو یک شبی از شب های بهاری که من دلم گرفته و حالم بد است زنگ می زند و من را مهمان صدای زیبا و یک عالمه دوستی می کند.ممنون که من را به دنیای واقعی ات راه دادی.برای من افتخار بزرگی بود.ممنون دوستم.امیدوارم لیاقت این همه مهربانی و دوستی و اعتمادت را داشته باشم.حسابی مراقب خودت باش و بدان یک دوستی اینجا هست که همیشه به فکرت است و از راه دور تو را در آغوش می فشارد و می بوسد.



اولین شله زرد من در غربت

اینم عکس اولین شله زردی که من برای کایند نازنینم درست کردم:)

ادامه نوشته

97

عکس ظرف ناهار کایند عزیزم :)

ادامه نوشته

پدر نازنینم

پدرم روزت مبارک :)

یکسالگی وبلاگ من

اُه باورم نمیشود که وبلاگم یکسالش شد این وبلاگ یکی از بهترین اتفاقات زندگی ام را رقم زد و با دوستان گلی مثله شما اشنا شدم که در شادی و غم با من بودید ممنون از همراهیتون.

دوستتون دارم ایکس اس:)

روز میلاد عشق و همراه زندگی من

مهربانترین همسر دنیا روز میلادت مبارک :)

روز میلاد بهترین دوست مجازی من

مهناز گلم روز میلادت مبارک:)


پ.ن: این عکس هم یه هدیه کوچولو که فقط ارزش معنوی داره

البته برای( کلمه جان) از این توپکا کم آوردم

ادامه نوشته

92

مادرم روزت مبارک :)


91

 خیلی سال بود  که  موهام رو کوتاه نکرده بودم  همیشه وقتی نیاز بود  میرفتم چک میکردم و موهام یه انداره ثابت شده ای داشت  طوری که اگه نمیگفتم کسی متوجه نمیشد موهام مرتب شده اینم بگم که به شدت به موهام وابسته ام اینکه چطوری باشه و اینا چند وقت پیش رفتم که مرتب کنم خانووومه یه کاری کرد( منظورم یه گندی بود) که خوشم نیومد بعد نشستم از رو یوتیوب هی کوتاه کردن موها رو نگاه کردم مدلایی که خودت میتونی بزنی و دیشب دقیقا ساعت 1 وقتی کایند خوابیده بود رفتم سراغ موها چشمتون روز بد نبینه یه شکلی شد که مجبور شدم امروز کوتاهشون کنم مدلش رو میگم چطوری تا اینجا داشته باشین .. بعدش که برگشتم خونه هاپویی شده  بودم واسه خودم که به کایند عزیزتر از جان گیر دادم و رنجوندمش .. یه کابوسی هم که اکثر وقتا میبینم اینه که رفتم آرایشگاه و اون موهام رو کوتاه کرده و من تو خواب به شدت عصبانی میشم .. 


پ.ن: مدل مو من خیلی ناراحتم نمیتونم باهاش کنار بیام :(


 

ادامه نوشته

90

  انقد کیفیت زندگی ام بالا است، انقد حالم خوب است، انقد عاشقم که میترسم..

ولی نه نمیترسم این را با جرات میگویم خدا مراقب من و زندگی ام است :)


پ.ن1:ما امروز اینجا بودیم جاتووووووون خالی

پ.ن2:نمیدونم چرا عکسا بهم چسبید البته یه خط مبهمی بینشون هست ..

فقط خواستم بگم سر هم نیست :(

ادامه نوشته

89

از وقتی که از ایران آمده ام بدون اغراق حتی یک شب هم نبوده که بخوابم و در ایران نباشم انگار که روحم سرگردان است میان اینجا و آنجا شبها از بدنم خارج میشود و روزها دوباره بر میگردد ..دیشب ولی برای اولین بار در خوابم اینجا بودم شاید روحم از این رفت و آمد خسته شده و میخواهد بپذیرد که در غربت است بالاخره دستهایش را بالا برده  و تسلیم شده ..



کایند کایند

وقتی کایند یهویی میاد خونه با دو تا بسته کایند چیزی که منو یاد اوایل آشناییمون میندازه و اینکه همیشه یه راهی برای خوشحال کردن من پیدا میکنه .. راستش برام خیلی با ارزش هست ..


پ.ن: عکس در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اولین هفت سین کوچولو ما در غربت

هفت سین ما بدون ماهی و عکس منو مادرم که جایش خالی است ..

ادامه نوشته

86

دوستان گلم برای تک تکتون سال بسیار خوبی رو آرزو میکنم:)


پ.ن:شکوفه زدن درخت روبه روی خونمون تنها نشونه بهار است در غربت برای ما:)

ادامه نوشته