55
وقتی نگران بانــــــــــو جان بودم و نتیجه کارش اینکه بهش ویزا میدهند یا نه.. حالم خوب نبود استرس زیادی داشتم و از اونجایی که اشکم در مَشکم هست فرتی میزدم زیر گریه ولی کایند با حرفاش آرومم میکرد و راههایٍ دیگه ایی رو پیشنهاد میکرد در صورت ویزا نگرفتن بانو جان که ذهنم مشغول فکر کردن به اونها میشد و راحتر لحظات رو تحمل میکردم ..
کلاً مردها آرمش دهنده هایٍ خوبی میتوانند باشند البته اگر بخواهند ..
:)
پ.ن:اینم عکس لاکهای دخترک